خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





هر دو روی ما

    دیشب محمد دو ساله ی مان چنگ انداخت و صورت و سینه ی علی شش ساله ی مان را خونین و مالین کرد. امروز صبح که بیدارشد، سر صبحانه با دیدن زخم های علی رفت و بوسش کرد، و با همان بی زبانی اش عذرخواهی کرد. با دیدن این صحنه یاد قاضی مرتضوی افتادم، و عذرخواهی اش پس از هفت سال. توی مدرسه که بچه ها دعوامی کنند، سعی می کنم دلایل دعوا را روشن کنم تا با عذرخواهی و گاهی تنبیه قضیه زود ختم به خیرشود. الان لزومی نمی بینم قضیه خیلی زود ختم به خیرشود. هفت سال هم جادارد. ما بچه ها را لابه لای کتاب ها تربیت نمی کنیم. آن ها با عمل ما بیشتر ادب می شوند. وقتی دعواهای طولانی بین دو قوم و قبیله را می بینند، وقتی عذرخواهی پس از هفت سال یک قاضی دادگستری را می شنوند، وقتی فیش های حقوقی نجومی را می بینند. تازه خیلی برای ما اولیای تعلیم و تربیت مرام می گذارند که به ما اجازه می دهند ما فکرکنیم داریم تربیت شان می کنیم، و گرنه همان اول کاری باید بگویند: "وقتی فلانی عذرخواهی کرد، ما هم عذرخواهی می کنیم. وقتی باباهای ما آشتی کردند، ما هم آشتی می کنیم". بهتراست با بچه ها صادق باشیم. در کتاب های درسی کنار ماجرای دهقان فداکار، ماجرای قاضی مرتضوی را هم بنویسم. یک کپی از یک فیش حقوقی نجومی هم بگذاریم. این طوری هر دو روی مان را نشان شان داده ایم.

    به بچه های مجتمع آپارتمانی مان می گویم: "کتاب ها را تا پنج شنبه بیاورید که کتاب خانه ی زنبیلی را جمع کنیم". بیشتر بچه ها با تعطیلی کتاب خانه مخالف اند. می گویند: "موقع مدرسه ها باشید". یک دلیل ساده دارند برای مخالفت شان. مدرسه های شان کتاب خانه ندارد. من چند سال است می خواهم نماینده ی شهرم در مجلس را ببینم، و از او بخواهم در مجلس قانون زنگ مطالعه برای همه ی پایه ها را بگذراند. به ضرب زنگ مطالعه شاید مدرسه ها کتاب خانه دارشوند. طرحی شبیه این مدت هاست در شورای عالی انقلاب فرهنگی خاک می خورد.


    این مطلب تا کنون 8 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : کتاب ,عذرخواهی ,مدرسه ,خانه ,کنیم ,تربیت ,کتاب خانه ,حقوقی نجومی ,قاضی مرتضوی ,
    هر دو روی ما

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده